بهشکلی بیرحمانه و خشونتآمیز، معمولاً باعث درد یا رنج میشود.
In a cruel and violent way, often causing pain or suffering.
«او بهشدت و بیرحمانه توسط دزدان مورد حمله قرار گرفت.»
“He was brutally attacked by the robbers.”
«فیلم واقعیت بیرحمانه و صادقانهی جنگ را نشان داد.»
“The movie showed the brutally honest reality of war.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در بیشتر موارد درباره رفتار شدید یا بدون ترحم قابل جایگزینی است، مثلاً «او بیرحمانه مورد حمله قرار گرفت.»
Common. Interchangeable in most contexts focusing on harsh treatment or lack of pity, e.g., 'He was mercilessly attacked.'
رایج. مشابه اما ممکن است به شدت بدون حتماً خشونت دلالت کند، مثلاً «او شدیداً مورد انتقاد قرار گرفت» اما همیشه به معنای وحشیانه نیست.
Common. Similar meaning but can imply severity without necessarily cruelty, e.g. 'She was harshly criticized' but not always brutal.