built

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɪlt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): builtpast participle (مفعولی): built-ing (حال): building3rd (سوم): builds

فعل — ساخته شده

ساخته شدهبنا شده

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'build'، به معنای ساختن چیزی با کنار هم قرار دادن قطعات یا مواد.

Past tense and past participle of 'build', meaning to construct something by putting parts or materials together.

«پل در زمان بی‌سابقه‌ای ساخته شد.»

The bridge was built in record time.

«او در ساحل یک قلعه شنی ساخت.»

He built a sandcastle on the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
constructedساخته شده

رسمی/فنی. از نظر معنایی بسیار نزدیک است و اغلب قابل جایگزینی است، به خصوص برای سازه‌های بزرگتر یا پیچیده‌تر. 'خانه در سال 1950 ساخته شد' درست است، 'خانه در سال 1950 بنا شد' نیز صحیح و شاید رسمی‌تر است.

Formal/Technical. Very close in meaning and often interchangeable, especially for larger or more complex structures. 'The house was built in 1950' works, 'The house was constructed in 1950' is also correct and perhaps more formal.

erectedبرپا شده

رسمی. معمولاً برای سازه‌های بلند و عمودی مانند بناهای یادبود، مجسمه‌ها یا ساختمان‌ها استفاده می‌شود. 'یک مجسمه در پارک برپا شد' درست است، اما 'یک لانه پرنده برپا شد' کمتر از 'ساخته شد' رایج است.

Formal. Typically used for tall, upright structures like monuments, statues, or buildings. 'A statue was erected in the park' works, but 'a birdhouse was erected' is less common than 'built'.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more builtsuperlative (عالی): most built

صفت — خوش‌هیکل

خوش‌هیکلساختمان‌دار

دارای شکل یا فرم فیزیکی مشخص؛ اغلب به معنای اندامی خوش‌فرم یا عضلانی.

Having a specified physical form or shape; often implying a well-formed or muscular physique.

«او مردی با اندامی قوی است.»

He's a strongly built man.

«آن مبارز بدنی قدرتمند و خوش‌ساخت داشت.»

The fighter had a powerful, well-built physique.

تفاوت با واژه‌های مشابه
structuredساختار یافته

رسمی. به چیزی اشاره دارد که به شیوه‌ای خاص مرتب یا سازماندهی شده است، معمولاً به بدن یک فرد اشاره نمی‌کند. 'یک برنامه با ساختار خوب' درست است، اما 'یک ورزشکار با ساختار' برای توصیف فیزیک بدنی نادرست است.

Formal. Refers to something arranged or organized in a particular way, not usually referring to a person's body. 'A well-structured plan' works, but 'a structured athlete' is incorrect for describing physique.

muscularعضلانی

رایج. به طور مستقیم کسی را توصیف می‌کند که عضله زیادی دارد، که اغلب منظور از 'well-built' برای افراد همین است. 'او بدنی عضلانی دارد' درست است، و 'او عضلانی است' در این زمینه با 'او خوش‌هیکل است' قابل جایگزینی است.

Common. Directly describes someone having a lot of muscle, which is often what 'well-built' implies for people. 'He has a muscular physique' works, and 'he is muscular' is interchangeable with 'he is well-built' in this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000