burn time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɝːn taɪm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — وقت کشتن

وقت کشتنوقت گذراندن

یعنی برای گذراندن وقت، معمولاً تا رسیدن زمانِ چیزی، کاری بی‌اهمیت انجام دادن.

To spend time doing something unimportant while waiting.

«برای وقت‌گذرانی در فرودگاه ورق بازی کردیم.»

We played cards to burn time at the airport.

«او برای کشتن وقت در اینترنت گشت.»

He browsed online to burn time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000