camper
فردی که به طور موقت در چادر یا خودرو تفریحی در فضای باز اقامت دارد
A person who stays temporarily in a tent or recreational vehicle outdoors
«کمپرها چادرهایشان را کنار دریاچه برپا کردند.»
“The campers set up tents by the lake.”
«بسیاری از کمپرها در طول اقامت خود از پیادهروی لذت میبرند.»
“Many campers enjoy hiking during their stay.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. همان کلمه، به طور مترادف استفاده میشود.
Everyday. Exact same word, used interchangeably.
متضادها
فردی که در خودروی کمپ مجهز به امکانات سفر و اقامت موقت زندگی میکند
A person living in a camper vehicle equipped for travel and temporary living
«کمپر خودرو کمپ را کنار جنگل پارک کرد.»
“The camper parked the RV near the forest.”
«کمپرها معمولاً خودروهای خود را برای راحتی شخصیسازی میکنند.»
“Campers often customize their vehicles for comfort.”