بازگشت

camp

/kæmp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): camps
اردوگاهکمپ

مکانی که چادر یا سرپناه موقت برای زندگی در فضای باز دارد.

A place with tents or other temporary shelters for outdoor living.

«ما اردوگاه‌مان را نزدیک رودخانه برپا کردیم.»

We set up our camp near the river.

«ردیاب‌ها شب به اردوگاه برگشتند.»

The scouts went back to camp at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
campsiteمحل اردو

روزمره. وقتی درباره محل اقامت در فضای باز است جایگزین camp می‌شود؛ campsite معمولاً به محل مشخص شده اشاره دارد ولی camp کلی‌تر است.

Everyday. Interchangeable with 'camp' when referring to the physical place where people stay outdoors; 'campsite' usually implies a designated area, 'camp' can be broader.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): campedpast participle (مفعولی): camped-ing (حال): camping3rd (سوم): camps
اردو زدنکمپ زدن

موقتا در چادر یا فضای باز زندگی کردن و اقامت داشتن.

To stay and live temporarily in a tent or outdoors.

«آن‌ها هر تابستان کنار دریاچه اردو می‌زنند.»

They camp by the lake every summer.

«برنامه داریم شب را در جنگل اردو بزنیم.»

We plan to camp overnight in the forest.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): camps
گروهطرفدار

گروهی از افراد که دیدگاه‌ها یا عقاید مشترک دارند، مخصوصاً در بحث‌ها یا سیاست.

A group of people sharing the same ideas or opinions, especially in debates or politics.

«در این انتخابات، دو گروه اصلی درباره سیاست مالیات اختلاف دارند.»

In this election, the two main camps disagree about tax policy.

«او در گروه محیط زیست قرار دارد و برای انرژی پاک مبارزه می‌کند.»

She is in the environmental camp and fights for clean energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
factionفرقه

رسمی. در سیاست برای زیرمجموعه‌ای با دیدگاه مشترک قابل جایگزینی است؛ در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable in political contexts when referring to a subgroup with shared views; less common in everyday speech.

sideطرف

روزمره. در بحث‌ها برای اشاره به یک طرف قابل جایگزینی است؛ دقیق نیست اما معمول است.

Everyday. Can replace 'camp' when emphasizing position in an argument or debate; less precise but commonly used.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000