بازگشت

captivity

cap·tiv·i·ty/kæpˈtɪvɪti/
captivesomeone or something taken prisoner-itystate or condition
noun (اسم)formal
اسارتزندانی بودن

وضعیتی که در آن فرد یا حیوان زندانی یا محدود شده است.

The state of being held as a prisoner or confined.

«زندانیان سال‌ها در اسارت نگه داشته شدند.»

The prisoners were kept in captivity for years.

«پرندگان از اسارت رها و به طبیعت بازگردانده شدند.»

The birds were released from captivity into the wild.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imprisonmentزندانی شدن

رسمی. وقتی به افراد زندانی اشاره دارد، جایگزین captivity می‌شود؛ معمولاً برای حیوانات کاربرد ندارد. در زمینه‌های حقوقی یا رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'captivity' when referring to people held as prisoners; does not usually apply to animals. Used in legal or official contexts.

confinementمحدودیت

متداول/رسمی. معنای نزدیک دارد اما کلی‌تر است و می‌تواند به هر نوع محدودیت حرکت اشاره کند، حتی در زمینه‌های پزشکی.

Common/formal. Similar meaning but broader, can refer to any kind of restriction of movement, including medical contexts (e.g. bed confinement).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000