بازگشت

confinement

con·fine·ment/kənˈfaɪnmənt/
con-together, withfinelimit, boundary-mentstate or condition / result of
1noun (اسم)formal
حبسمحبوس کردنمحدودیت

حالتی که در آن فرد یا چیز دیگری محدود یا محبوس شده باشد، خصوصاً از نظر مکان.

The state of being kept within limits or restricted, especially in space.

«حبس زندانی پنج سال طول کشید.»

The prisoner’s confinement lasted for five years.

«مردم علیه حبس غیرمنصفانه اعتراض کردند.»

People protested against the unjust confinement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imprisonmentزندانی شدن

رسمی. وقتی به بازداشت قانونی اشاره دارد جایگزین است اما برای محدودیت در زمینه‌های غیرقانونی نه. عمدتاً در زمینه‌های حقوقی استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable when referring to legal detention — 'prisoner’s imprisonment' works, but not for restricting in non-legal contexts. Chosen mostly in legal or penal contexts.

detentionبازداشت

رسمی. مشابه زندانی شدن ولی معمولاً موقتی یا اداری است. در زمینه‌های حقوقی یا مدرسه مناسب است.

Formal. Similar to imprisonment but often used for temporary or administrative confinement. Suitable in legal or school contexts.

restrictionمحدودیت

رایج. محدود کردن را بیان می‌کند ولی الزاماً به معنای انسداد فیزیکی نیست. وقتی تأکید روی محدودیت است می‌تواند جایگزین شود.

Common. Highlights limitation without necessarily physical confinement. Can replace confinement when focus is on limits, not physical holding.

متضادها
2noun (اسم)formal
زایمانزایمان مادردوره زایمان

دوره‌ای که زن در حال زایمان است؛ زمان درد زایمان و به دنیا آمدن نوزاد.

The period when a woman is giving birth; labor and delivery.

«او برای زایمان به بیمارستان رفت.»

She went to the hospital for confinement.

«زایمان می‌تواند تجربه‌ای دشوار و دردناک باشد.»

Confinement can be a difficult and painful experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laborدرد زایمان

رایج. در زمینه پزشکی برای دوره زایمان جایگزین است. confinement رسمی‌تر یا سنتی‌تر است.

Common. Interchangeable in medical context for childbirth period. 'Confinement' is more formal or traditional.

childbirthزایمان

رایج. واژه‌ای عمومی‌تر برای زایمان، هم در زمینه پزشکی و هم روزمره کاربرد دارد.

Common. More general term for giving birth, used interchangeably in medical and everyday contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000