carry off
car·ry off/ˈkæri ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — از عهده برآمدن
از عهده برآمدنموفق شدن
از عهدهٔ انجام کاری دشوار یا غیرمعمول با موفقیت برآمدن.
to succeed in doing something difficult or unusual
«او از عهدهٔ آن نقش دشوار برآمد.»
“She carried off the difficult role.”
«آیا او میتواند آن کتوشلوار پررنگ را بپوشد و خوب جلوه دهد؟»
“Can he carry off that bright suit?”
2phrasal verb (فعل عبارتی)formal
فعل عبارتی — بردن
بردنبه دست آوردن
جایزه، عنوان یا پیروزی را به دست آوردن.
to win a prize, title, or victory
«آن فیلم سه جایزه برد.»
“The film carried off three awards.”
«تیم ما جام را به دست آورد.»
“Our team carried off the trophy.”
3phrasal verb (فعل عبارتی)literary
فعل عبارتی — با خود بردن
با خود بردنربودن
کسی را با زور، بیماری یا مرگ از جایی یا از میان دیگران بردن.
to take someone away by force, illness, or death
«نگهبانها زندانی را با خود بردند.»
“The guards carried off the prisoner.”
«آن بیماری جان افراد زیادی را گرفت.»
“The disease carried off many people.”