بازگشت

cave

/keɪv/
1noun (اسم)common
plural (جمع): caves
غارکهف

یک حفره طبیعی بزرگ زیرزمینی در دامنه تپه یا صخره.

A large natural underground chamber in a hillside or cliff.

«کاوشگران نقاشی‌های باستانی را درون غار پیدا کردند.»

The explorers found ancient paintings inside the cave.

«خفاش‌ها اغلب در غارها زندگی می‌کنند.»

Bats often live in caves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grottoغار کوچک

ادبی/رسمی. یک غار کوچک و خوش‌منظره، اغلب با سوراخی که اجازه ورود نور را می‌دهد. برای سیستم‌های غاری بزرگ، تاریک یا پیچیده کمتر استفاده می‌شود.

Literary/formal. A small picturesque cave, often with an opening that allows light in. Less common for large, dark, or complex cave systems.

cavernغار بزرگ

رسمی. یک غار بزرگ یا یک تالار در داخل یک غار. اغلب به فضای زیرزمینی باشکوه‌تر یا وسیع‌تری نسبت به یک 'cave' ساده اشاره دارد.

Formal. A large cave or a chamber within a cave. Often implies a grander or more extensive underground space than a simple 'cave'.

2verb (فعل)common
past (گذشته): cavedpast participle (مفعولی): caved-ing (حال): caving3rd (سوم): caves
فرو ریختنریختنوا رفتن

فرو ریختن یا آوار شدن.

To collapse or fall in.

«دهانه معدن قدیمی فرو ریخت.»

The old mine entrance caved in.

«مراقب باش، ممکن است زمین فرو بریزد.»

Be careful, the ground might cave in.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collapseفرو ریختن

روزمره. یک مترادف بسیار نزدیک که اغلب قابل جایگزینی است، به ویژه برای سازه‌ها یا زمینی که فرو می‌ریزد. "سقف فرو ریخت" کاملاً درست است، همانطور که "سقف فروریخت".

Everyday. A very close synonym, often interchangeable, especially for structures or ground giving way. 'The roof collapsed' works perfectly, as does 'The roof caved in'.

متضادها
3verb (فعل)informal
past (گذشته): cavedpast participle (مفعولی): caved-ing (حال): caving3rd (سوم): caves
تسلیم شدنعقب‌نشینی کردن

تسلیم فشار یا خواسته‌ها شدن، اغلب با بی‌میلی. (اصطلاحی: cave in)

To yield or submit to pressure or demands, often reluctantly. (idiomatic: cave in)

«دولت بالاخره در برابر فشار عمومی تسلیم شد.»

The government finally caved in to public pressure.

«تسلیم نشو؛ پای آنچه باور داری بایست.»

Don't cave in; stand up for what you believe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yieldتسلیم شدن

رسمی. تسلیم بحث، ترغیب یا زور شدن. "او به خواسته‌هایشان تسلیم شد" کاملاً رسمی است، در حالی که 'cave in' برای همین ایده غیررسمی‌تر است.

Formal. To give way to argument, persuasion, or force. 'He yielded to their demands' is quite formal, whereas 'cave in' is more informal for the same idea.

submitگردن نهادن / تسلیم شدن

رسمی. پذیرفتن یا تسلیم شدن در برابر یک نیروی یا مرجع برتر. "او به اراده پادشاه گردن نهاد" درست است، اما تسلیمی کامل‌تر و اغلب رسمی‌تر از 'cave in' را می‌رساند.

Formal. To accept or yield to a superior force or authority. 'He submitted to the king's will' works, but it implies a more complete and often formal surrender than 'cave in'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000