بازگشت

charges

charg·es/tʃɑːrdʒɪz/
chargeto demand a price; to accuse; an accusation; a price; an electrical quantity-esplural suffix
1noun (اسم)common
plural (جمع): charges
اتهاماتکیفرخواست

اتهامات رسمی علیه کسی، معمولاً در زمینه حقوقی.

Formal accusations against someone, usually in a legal context.

«پلیس علیه او کیفرخواست صادر کرد.»

The police filed charges against him.

«او با اتهامات جدی در دادگاه مواجه شد.»

She faced serious charges in court.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accusationsاتهامات

روزمره. «اتهامات» اظهاراتی هستند که ادعا می‌کنند کسی کار اشتباهی انجام داده است که می‌تواند غیررسمی یا رسمی باشد. «اتهامات» به طور خاص اتهامات قانونی رسمی هستند که توسط مقامات مطرح می‌شوند. شما می‌توانید علیه یک دوست «اتهام» بزنید، اما فقط پلیس می‌تواند «کیفرخواست» را ثبت کند.

Everyday. 'Accusations' are statements claiming someone has done something wrong, which can be informal or formal. 'Charges' are specifically formal legal accusations made by authorities. You can make an 'accusation' against a friend, but only the police can file 'charges'.

2noun (اسم)common
plural (جمع): charges
هزینه‌هامبالغ

مبالغی که برای خدمات یا کالاها درخواست می‌شود.

Prices demanded for a service or goods.

«هزینه‌های تحویل چقدر است؟»

What are the charges for delivery?

«برای درخواست‌های ویژه هزینه‌های اضافی دریافت خواهد شد.»

There will be extra charges for special requests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feesکارمزدها

روزمره. «کارمزدها» معمولاً پرداخت‌های ثابتی برای خدمات حرفه‌ای یا عضویت هستند. «هزینه‌ها» می‌تواند کلی‌تر باشد و به هرگونه هزینه، از جمله هزینه‌های متغیر اشاره کند. شما «کارمزد» وکیل را پرداخت می‌کنید، اما «هزینه‌های» قبض تلفن خود را.

Everyday. 'Fees' are typically fixed payments for professional services or membership. 'Charges' can be more general, referring to any cost, including variable ones. You pay 'fees' for a lawyer, but 'charges' for your phone bill.

costsهزینه‌ها

روزمره. «هزینه‌ها» کلی‌تر هستند و به کل مبلغ مورد نیاز برای به دست آوردن یا انجام کاری اشاره دارند. «مبالغ» به مبالغ خاصی گفته می‌شود که توسط یک ارائه‌دهنده صورت‌حساب می‌شود. «هزینه زندگی بالاست»، اما «هتل هزینه خدماتی را دریافت می‌کند».

Everyday. 'Costs' are broader and refer to the total amount of money required to acquire something or do something. 'Charges' are specific amounts billed by a provider. 'The cost of living is high,' but 'The hotel charges a service charge.'

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): chargedpast participle (مفعولی): charged-ing (حال): charging3rd (سوم): charges
متهم کردناتهام زدن

کسی را رسماً به جرمی متهم کردن.

To accuse someone officially of a crime.

«آنها تصمیم گرفتند او را متهم نکنند.»

They decided not to charge him.

«او به حمله متهم شد.»

He was charged with assault.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accuseمتهم کردن

روزمره. «متهم کردن» یک اصطلاح کلی برای مقصر دانستن کسی در مورد یک کار اشتباه است، چه رسمی و چه غیررسمی. «اتهام زدن» به طور خاص یک اتهام قانونی رسمی است. شما می‌توانید خواهر و برادر خود را به برداشتن کوکی شما «متهم کنید»، اما فقط پلیس می‌تواند کسی را به سرقت «متهم کند» (charge).

Everyday. 'Accuse' is a general term for blaming someone for wrongdoing, whether formally or informally. 'Charge' is specifically a formal legal accusation. You can 'accuse' your sibling of taking your cookie, but only the police can 'charge' someone with theft.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000