check through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃɛk θru/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سرتاسر بررسی کردن

سرتاسر بررسی کردندقیق وارسی کردن

چیزی را کامل و با دقت بررسی کردن.

to examine something completely and carefully.

«لطفاً پیش از ناهار گزارش را کامل بررسی کن.»

Please check through the report before lunch.

«او همهٔ کشوها را با دقت گشت.»

She checked through every drawer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000