بازگشت

chill

/tʃɪl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): chills
سرمالرز

احساس سرما؛ حالتی از سرمای ناخوشایند اما نه خیلی شدید.

A feeling of coldness; a sensation of cold that is unpleasant but not extreme.

«امروز صبح هوا سرد بود.»

There was a chill in the air this morning.

«بعد از خیس شدن، احساس سرما کرد.»

She felt a chill after getting wet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coldسرما

روزمره. کلی‌تر است و می‌تواند به هر درجه‌ای از سرما، از جمله سرمای شدید، اشاره کند. 'یک روز سرد زمستانی' درست است. 'یک روز با سرما' به سرمای ملایم‌تر، شاید نشاط‌آور اشاره دارد.

Everyday. More general and can refer to any degree of coldness, including extreme cold. 'A cold winter day' works. 'A chill winter day' implies a milder, perhaps invigorating cold.

coolnessخنکی

روزمره. به دمای پایین دلپذیر یا نشاط‌آور اشاره دارد، در حالی که 'chill' اغلب به کمی ناخوشایند بودن دلالت دارد. 'خنکی نسیم عصرگاهی' مثبت است؛ 'سرما در هوا' کمتر.

Everyday. Implies a pleasant or refreshing low temperature, whereas 'chill' often implies a slightly uncomfortable one. 'The coolness of the evening breeze' is positive; 'a chill in the air' is less so.

nipسرمای گزنده

غیررسمی. به سرمای تند و گزنده اشاره دارد که اغلب کوتاه است. 'امروز صبح هوا کمی سرما دارد' رایج است. کمتر برای احساس سرمای طولانی مدت استفاده می‌شود.

Informal. Refers to a sharp, biting cold, often brief. 'There's a nip in the air this morning' is common. Less used for a prolonged feeling of coldness.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): chilledpast participle (مفعولی): chilled-ing (حال): chilling3rd (سوم): chills
سرد کردنخنک کردن

چیزی را سرد کردن یا سرد شدن.

To make something cold, or to become cold.

«قبل از سرو، شراب را سرد کنید.»

Chill the wine before serving it.

«باد سرد مرا تا مغز استخوان سرد کرد.»

The cold wind chilled me to the bone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coolخنک کردن

روزمره. اغلب به کاهش دمای ملایم‌تر یا خنک کردن دلپذیر چیزی اشاره دارد. 'خنک کردن یک نوشیدنی' رایج است. 'سرد کردن یک نوشیدنی' اغلب به خیلی سرد کردن آن، گاهی نزدیک به انجماد، دلالت دارد.

Everyday. Often implies a milder reduction in temperature, or making something pleasantly cold. 'Cool a drink' is common. 'Chill a drink' often implies making it very cold, sometimes to near freezing.

refrigerateیخچال گذاشتن

فنی/روزمره. به طور خاص به قرار دادن چیزی در یخچال یا وسیله خنک‌کننده مشابه برای نگهداری آن اشاره دارد. 'یخچال گذاشتن باقیمانده غذا' صحیح است. اگر هدف اصلی نگهداری طولانی مدت باشد، 'سرد کردن باقیمانده غذا' را نمی‌گویید.

Technical/Everyday. Specifically means to put something in a refrigerator or similar cooling device to preserve it. 'Refrigerate the leftovers' is correct. You wouldn't say 'chill the leftovers' if your primary goal is long-term storage.

متضادها
3adjective (صفت)informal
comparative (تفضیلی): chillersuperlative (عالی): chillest
آرامراحت

آرام و راحت؛ بدون استرس یا نگرانی.

Relaxed and easygoing; not stressed or worried.

«او واقعاً آدم آرامی است، همیشه خونسرد است.»

He's a really chill guy, always calm.

«امشب فقط در خانه استراحت کنیم.»

Let's just chill at home tonight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relaxedآسوده

روزمره. بسیار نزدیک در معنا. 'آسوده' بر وضعیت عاری از تنش تأکید دارد. 'Chill' می‌تواند به نگرش یا شخصیت آرام نیز اشاره کند. 'او فردی آسوده است' یا 'او فردی آرام است' هر دو درست است.

Everyday. Very close in meaning. 'Relaxed' emphasizes a state of being free from tension. 'Chill' can also imply a laid-back attitude or personality. 'He's a relaxed person' or 'He's a chill person' both work.

calmآرام

روزمره. به عدم تحریک یا هیجان اشاره دارد. 'آرام' بیشتر در مورد آرامش درونی است، در حالی که 'chill' اغلب به رفتار بیرونی و تعاملات اجتماعی نیز گسترش می‌یابد. 'در شرایط اضطراری آرام بمانید' در مقابل 'فقط آرام باش، همه چیز خوب است'.

Everyday. Implies a lack of agitation or excitement. 'Calm' is more about inner peace, while 'chill' often extends to external demeanor and social interactions. 'Stay calm in an emergency' vs. 'Just chill, everything's fine'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000