chillingly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

chill·ing·ly/ˈtʃɪlɪŋli/
chillingcausing cold or fear-lyadverb suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): chillingposition (جایگاه): end

قید — به طور ترسناک

به طور ترسناکبه شکلی سردکننده

به گونه‌ای که ترس یا سردی ایجاد می‌کند

In a way that causes fear or coldness

«او درباره آینده به شکلی ترسناک صحبت کرد.»

He spoke chillingly about the future.

«داستان به صورت سردکننده‌ای تمام شد.»

The story ended chillingly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frighteninglyوحشتناک

رایج. توصیف چیزی که ترس ایجاد می‌کند، مشابه chillingly.

Common. Describes something that causes fear, similar in meaning to chillingly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000