بازگشت

classic

/ˈklæsɪk/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more classicsuperlative (عالی): most classic
کلاسیکبرجستهعالی

چیزی که در طول زمان بهترین کیفیت و برجسته‌ترین در نوع خود شناخته شده باشد.

Judged over a period of time to be of the highest quality and outstanding of its kind.

«سبک او واقعاً کلاسیک و برازنده است.»

Her style is truly classic and elegant.

«این یک مثال کلاسیک از برنامه01ریزی ضعیف است.»

This is a classic example of poor planning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
timelessجاودانه

رسمی/ادبی. بر کیفیت پایدار در طول نسل01ها تأکید دارد، اغلب به معنای چیزی که هرگز از مد نمی01افتد. 'رمان کلاسیک' می01tواند 'رمان جاودانه' باشد، اما 'ماشین کلاسیک' معمولاً 'ماشین جاودانه' نیست.

Formal/literary. Emphasizes enduring quality across generations, often implying something that never goes out of style. 'A classic novel' could be 'a timeless novel', but 'a classic car' is not usually 'a timeless car'.

quintessentialنمونه عالی

رسمی/دانشگاهی. بهترین یا نمونه01ای01ترین مثال از یک کیفیت یا دسته را توصیف می01کند. 'مثال کلاسیک' می01tواند 'مثال نمونه عالی' باشد، اما 'فیلم کلاسیک' معمولاً 'فیلم نمونه عالی' نیست.

Formal/academic. Describes the most perfect or typical example of a quality or class. 'A classic example' can be 'a quintessential example', but 'a classic movie' is not 'a quintessential movie'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): classics
اثر کلاسیکشاهکار

یک مورد یا اثر هنری که ارزش هنری ماندگار دارد و به رسمیت شناخته شده است.

An item or work of art that is considered to be of lasting artistic merit and has achieved widespread recognition.

«او خواندن آثار کلاسیک را به رمان01های مدرن ترجیح می01دهد.»

She prefers reading the classics to modern novels.

«آخرین فیلم او از هم01اکنون به عنوان یک اثر کلاسیک مورد ستایش قرار گرفته است.»

His latest movie is already being hailed as a classic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
masterpieceشاهکار

رسمی/ادبی. بر مهارت و خلاقیت استثنایی تأکید دارد، اغلب به یک اثر برجسته و بی01نظیر اشاره دارد. 'یک اثر کلاسیک ادبیات' می01tواند 'یک شاهکار ادبیات' باشد، اما همه کلاسیک01ها شاهکار نیستند.

Formal/literary. Emphasizes exceptional skill and creativity, often referring to a singular, outstanding work. 'A classic of literature' can be 'a masterpiece of literature', but not all classics are masterpieces.

gemگنجینه

غیررسمی. به چیزی بسیار ارزشمند و گرامی اشاره دارد، اغلب یک قطعه کوچک01تر و صمیمی01تر. 'این فیلم قدیمی واقعاً یک کلاسیک است' می01tواند 'این فیلم قدیمی یک گنجینه واقعی است' باشد.

Informal. Refers to something highly valued or cherished, often a smaller, more intimate piece. 'This old film is a real classic' could be 'this old film is a real gem'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000