timeless

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

time·less/ˈtaɪmləs/
timea continuous, measurable period-lesswithout / lacking
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more timelesssuperlative (عالی): most timeless

صفت — بی‌زمان

بی‌زمانجاودانهمیشگی

فارغ از گذر زمان یا مد، همیشگی و کلاسیک.

Not affected by the passage of time or fashion; enduring and classic.

«او لباس مشکی همیشگی به تن داشت.»

She wore a timeless black dress.

«طراحی صندلی ساده و بی‌زمان است.»

The design of the chair is simple and timeless.

تفاوت با واژه‌های مشابه
everlastingابدی

رسمی/ادبی. وقتی به دوام بی‌پایان تاکید می‌شود قابل تعویض است — زیبایی ابدی مناسب است؛ کمتر برای مد کاربرد دارد.

Formal/literary. Interchangeable when emphasizing endless duration — 'everlasting beauty' works well. Less used for fashion or style contexts.

classicکلاسیک

روزمره. معمولاً برای سبک یا طرحی که همیشه محبوب است استفاده می‌شود. در مد یا هنر جایگزین مناسبی است اما برای مفهوم‌های انتزاعی کاربرد ندارد.

Common. Often used for style or design that remains popular. Can replace 'timeless' in fashion or art contexts but not for abstract concepts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000