clear boundary

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clear bound·a·ry/ˌklɪr ˈbaʊndəri/
phrase (عبارت)common

عبارت — مرز روشن

مرز روشنحد مشخص

مرزی مشخص که یک ناحیه، گروه یا مفهوم را به‌روشنی از دیگری جدا می‌کند.

a distinct limit that clearly separates one area, group, or idea from another

«رودخانه مرز روشنی میان دو شهر ایجاد می‌کند.»

The river forms a clear boundary between the towns.

«در محل کار حد مشخصی تعیین کنید.»

Set a clear boundary at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demarcationخط مرزی

رسمی است. برای جدایی رسمی یا با دقت مشخص‌شده، مانند the demarcation between zones، می‌تواند جای clear boundary بیاید، اما در گفت‌وگوی روزمره طبیعی‌تر نیست. برای حدود رسمی به کار می‌رود.

Formal. It can replace 'clear boundary' for an official or carefully marked division, as in 'the demarcation between zones,' but it is less natural in everyday talk. Use it for formal limits.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000