clearly defined

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clear·ly de·fined/ˌklɪrli dɪˈfaɪnd/
cleareasy to understand-lyin a particular mannerdefinestate the exact meaning or limits-edcompleted action or resulting state
phrase (عبارت)formal

عبارت — به‌روشنی تعریف‌شده

به‌روشنی تعریف‌شدهدقیق و مشخص

دارای حدود، معنا یا ویژگی‌هایی که با دقت و روشنی بیان شده‌اند.

stated or described with exact limits, meaning, or features

«این سمت وظایف مشخصی دارد.»

The role has clearly defined duties.

«ما به قوانین دقیق و مشخص نیاز داریم.»

We need clearly defined rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preciseدقیق

از رسمی تا روزمره. برای بیان دقیق بودن واژه‌ها یا حدود، مثل precise rules، می‌تواند جای clearly defined بیاید؛ اما همیشه به این معنی نیست که کسی آن‌ها را رسماً تعریف کرده است. وقتی دقت مهم‌تر است به کار می‌رود.

Formal to everyday. It can replace 'clearly defined' for exact wording or limits, as in 'precise rules', but it does not always mean that someone formally defined them. Choose it when accuracy is most important.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000