come to grief

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm tu ɡrif/
phrase (عبارت)literary

عبارت — به دردسر افتادن

به دردسر افتادنشکست خوردن

به‌ویژه پس از خطر کردن، شکست خوردن یا گرفتار دردسر جدی شدن.

to fail or suffer serious trouble, especially after taking a risk

«آن نقشه در زمستان با شکست روبه‌رو شد.»

The plan came to grief in winter.

«او پس از نادیده گرفتن توصیه‌ها به دردسر افتاد.»

He came to grief after ignoring advice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000