come up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پیش آمدن

پیش آمدنمطرح شدن

ناگهان پیش آمدن یا مطرح شدن.

to happen or arise unexpectedly

«چیزی در محل کار پیش آمد.»

Something came up at work.

«این موضوع دیروز مطرح شد.»

This issue came up yesterday.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — نزدیک شدن

نزدیک شدندر راه بودن

نزدیک شدن یا در شرف رخ دادن بودن.

to approach or be about to happen

«امتحانم به‌زودی نزدیک می‌شود.»

My exam is coming up soon.

«هفتهٔ بعد یک تعطیلات در پیش است.»

A holiday is coming up next week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000