compelling reason

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·pel·ling rea·son/kəmˈpɛlɪŋ ˈriːzən/
compelto persuade or force-lingforming an adjectivereasoncause or justification
phrase (عبارت)common

عبارت — دلیل قانع‌کننده

دلیل قانع‌کنندهعلت محکم

دلیل نیرومند و قانع‌کننده‌ای برای انجام دادن یا باور کردن چیزی است.

A strong and convincing cause for doing or believing something.

«برای تغییر این سیاست به دلیلی قانع‌کننده نیاز داریم.»

We need a compelling reason to change the policy.

«پول دلیل محکمی برای استعفا دادن نیست.»

Money is not a compelling reason to quit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
justificationتوجیه

رسمی. برای توضیح اینکه چرا کاری موجه است، مانند «هیچ توجیهی برای رفتن نبود»، می‌تواند جای این عبارت بیاید؛ برای انگیزه‌های شخصی طبیعی‌تر نیست. برای دفاع از یک تصمیم به کار می‌رود.

Formal. It can replace 'compelling reason' when explaining why an action is acceptable, as in 'there was no justification for leaving'; it is less natural for personal motives. Choose it for defending a decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000