concerted effort

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·cert·ed ef·fort/kənˈsɜːrtɪd ˈɛfərt/
phrase (عبارت)formal

عبارت — تلاش هماهنگ

تلاش هماهنگکوشش مشترک

تلاش جدی و هماهنگی که چند نفر یا گروه با همکاری هم انجام می‌دهند.

a determined effort made by several people or groups working together

«تلاشی هماهنگ آلودگی شهر را کاهش داد.»

A concerted effort reduced pollution in the city.

«عملیات نجات به تلاشی مشترک نیاز داشت.»

The rescue required a concerted effort.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cooperationهمکاری

روزمره/رسمی. وقتی افراد با هم کار می‌کنند، مانند cooperation between schools، می‌تواند جای این عبارت بیاید؛ اما لزوماً بر اقدام جدی برای یک هدف تأکید ندارد. برای تأکید بر آمادگی همکاری به کار می‌رود.

Everyday/formal. It can replace 'concerted effort' when people work together, as in 'cooperation between schools,' but it does not necessarily stress determined action toward one goal. Use it to emphasize willingness to work together.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000