concertize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·cer·tize/ˈkɒnsərtaɪz/
concerta musical performance-izeto perform or take part in
verb (فعل)formalpast (گذشته): concertizedpast participle (مفعولی): concertized-ing (حال): concertizing3rd (سوم): concertizes

فعل — اجرای کنسرت داشتن

اجرای کنسرت داشتن

موسیقی را به صورت عمومی و در کنسرت اجرا کردن.

To perform music publicly in concerts.

«پیانیست در سراسر اروپا کنسرت اجرا کرد.»

The pianist concertized across Europe.

«او به طور منظم در سالن‌های بزرگ اجرا می‌کند.»

She concertizes regularly in big venues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
performاجرا کردن

رایج و کلمه کلی برای اجرای موسیقی است.

Common. General term for public musical performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000