conditionally

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·di·tion·al·ly/kənˈdɪʃ.ən.əl.i/
conditiona state or requirement-alrelating to-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): conditionalposition (جایگاه): end

قید — به طور مشروط

به طور مشروطمنوط بر

به نحوی که وابسته به برآورده شدن شرط یا شرایطی باشد.

In a way that depends on a condition or requirement being met.

«او به طور مشروط در دانشگاه پذیرفته شد.»

He was accepted conditionally to the university.

«پیشنهاد به صورت مشروط ارائه شد.»

The offer was made conditionally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000