condescending
con·de·scend·ing/ˌkɒndɪˈsendɪŋ/
con-with, togetherdescendto go down, come down-ingadjective forming suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more condescendingsuperlative (عالی): most condescending
صفت — متکبرانه
متکبرانهاز بالا به پایینتحقیرآمیزبرتربینانه
حالتی از رفتار یا گفتار که نشاندهنده برتریجویی و نگاه از بالا به پایین به دیگران است، گویی که آنها کمتر باهوش یا مهم هستند.
Having or showing an attitude of patronizing superiority towards others, as if they are less intelligent or important.
«او هنگام صحبت با کارمندان جدید لحنی از بالا به پایین داشت.»
“He had a condescending tone when talking to new employees.”
«رفتار متکبرانه او همه را ناراحت میکرد.»
“Her condescending attitude made everyone uncomfortable.”
تفاوت با واژههای مشابه
patronizing— برتربینانه با حس حمایتگری دروغین یا تحقیرآمیزانه عمل کردن/نگاه کردن (لحن یا رفتار نشان دهنده برتری جویی و حمایت از کسی که نیازی به آن ندارد و فرد مورد حمایت را ضعیف می انگارد.) بیشتر وقتها لحن فردی که این کار را می کند به نوعی برتربینانه است و دیگران را زیردست میبیند و با حالتی تحقیر آمیز برخورد میکند. این کلمه با condescending مترادف است و می توان به جای هم استفاده کرد. مثال: رفتار و لحن برتربینانه (patronizing tone) او باعث شد که من احساس نادانی کنم. در اینجا منظور این است که فرد، با یک لحن برتربینانه با شما صحبت می کند که گویی نمی فهمید و شما را به نوعی کوچک میشمارد. این در حالی است که شما اصلا از او نخواسته اید که به شما توضیح دهد. این کلمه با condescending مترادف است و می توان به جای هم استفاده کرد.
haughty— متکبرانه، مغرورانه، خودبینانه (فردی که به خود مغرور است و دیگران را تحقیر می کند، به ویژه وقتی به رتبه یا ثروت خود میبالد. این کلمه با 'condescending' ارتباط دارد، اما بیشتر بر غرور آشکار و تحقیر صریح تأکید میکند تا یک نگاه از بالا به پایین پنهان). مثال: زن مغرور (haughty woman) و متکبر او هیچکس را به حساب نمیآورد. این کلمه بیشتر به رفتار علنی شخص مربوط میشود و کمتر به لحن یا حالت پنهان اشاره دارد.