confiding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·fid·ing/kənˈfaɪ.dɪŋ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more confidingsuperlative (عالی): most confiding

صفت — صمیمی

صمیمیبا اعتمادرازداری

آماده برای به اشتراک گذاشتن افکار خصوصی و اعتماد به کسی.

Willing to share private thoughts and trust someone.

«او با من نگاهی صمیمانه کرد.»

She gave me a confiding smile.

«او فردی با اعتماد به دوست‌های نزدیک است.»

He is a confiding person with close friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trustingاعتمادکننده

آمادگی برای اعتماد به دیگران، اغلب قابل جایگزینی است.

Shows readiness to trust others, often used interchangeably.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000