crackable

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

crack·a·ble/ˈkrækəbl/
crackto break or fracture-ablecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more crackablesuperlative (عالی): most crackable

صفت — قابل شکستن

قابل شکستنقابل حل

قابل شکستن، باز شدن یا حل شدن.

Capable of being broken, opened, or solved.

«این کد آسان و قابل حل است.»

This code is easy and crackable.

«سطح شیشه تحت فشار قابل شکستن است.»

The glass’s surface is crackable under pressure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breakableقابل شکستن

رایج. معنی تقریباً یکسان؛ بیشتر برای اشیاء فیزیکی است.

Common. Almost identical meaning; used for physical objects primarily.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000