بازگشت

cramp

/kræmp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): cramps
گرفتگی عضلهدرد عضلانی

انقباض ناگهانی و دردناک یک یا چند عضله.

A sudden, painful tightening of a muscle or muscles.

«در حین دویدن در پایم گرفتگی عضله داشتم.»

I had a cramp in my leg while running.

«نوشیدن آب گاهی می‌تواند از گرفتگی عضله جلوگیری کند.»

Drinking water can sometimes prevent cramps.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spasmانقباض ناگهانی

رایج. می‌تواند جایگزین cramp برای انقباض ناگهانی عضلات باشد ولی در زمینه پزشکی کاربرد گسترده‌تری دارد.

Common. Can replace 'cramp' when referring to sudden muscle contractions, but 'spasm' is also used in medical contexts and might imply involuntary movement beyond muscles.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): crampedpast participle (مفعولی): cramped-ing (حال): cramping3rd (سوم): cramps
گرفتگی عضله گرفتنمنقبض شدن

باعث انقباض دردناک و غیرارادی عضله شدن.

To cause a muscle to contract painfully and involuntarily.

«پای او در طول ماراتن گرفت.»

His leg cramped during the marathon.

«عضله پس از نشستن طولانی گرفت.»

The muscle cramped after sitting too long.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clenchمنقبض کردن

رایج. معنی مشابه اما معمولاً برای دست یا دندان است و همیشه برای گرفتگی عضله نیست.

Common. Similar meaning but usually refers to tightening of hands or teeth; not always muscle cramps.

spasmگرفتگی ناگهانی

رایج. به انقباض ناگهانی غیرارادی گفته می‌شود؛ اغلب در زمینه عضله جایگزین cramp می‌شود.

Common. Refers to sudden involuntary contractions; often interchangeable with cramp in muscle contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000