cross someone's path

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/krɔs ˈsʌmwʌnz pæθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — سر راه کسی قرار گرفتن

سر راه کسی قرار گرفتنبا کسی برخورد کردن

اتفاقی با کسی روبه‌رو شدن.

to meet or encounter someone unexpectedly

«او را در محل کار دیدم.»

She crossed my path at work.

«شاید دوباره همدیگر را ببینیم.»

We may cross paths again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000