crowd in on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kraʊd ɪn ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — احاطه کردن

احاطه کردنذهن را پر کردن

نزدیک کسی جمع شدن یا به‌شدت ذهن او را درگیر کردن است.

To press closely around someone or occupy their thoughts strongly.

«نگرانی‌ها شب‌ها ذهن او را پر می‌کردند.»

Worries crowded in on her at night.

«مردم دور خواننده جمع شدند.»

People crowded in on the singer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000