بازگشت

cryptic

cryp·tic/ˈkrɪp.tɪk/
crypt-hidden, secret-icrelated to, characteristic of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more crypticsuperlative (عالی): most cryptic
رمزآلودمرموزگنگ

دارای معنایی مرموز یا نامفهوم که فهم آن دشوار است.

Having a meaning that is mysterious or obscure; difficult to understand.

«او پاسخ رمزآلودی داد که همه را سردرگم کرد.»

She gave a cryptic answer that confused everyone.

«نسخه قدیمی شامل نمادهای زیادی با معناهای رمزآلود بود.»

The old manuscript contained many cryptic symbols.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enigmaticمعمایی

رسمی. زمانی که به چیزی مرموز یا معماگونه اشاره می‌شود قابل جایگزینی است، مانند «پیام معمایی» و «پیام رمزآلود». به‌ویژه در متون ادبی یا رسمی کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable with 'cryptic' when referring to something mysterious or puzzling, e.g. 'an enigmatic message' vs. 'a cryptic message'. Used especially in literary or formal contexts.

obscureمبهم

متداول. وقتی معنی دشوار فهم را دارد می‌تواند جایگزین cryptic شود اما به ندرت حس رازآلود بودن عمدی دارد. مثلاً «متن مبهم» در برابر «متن رمزآلود» که دومی پنهان‌کاری عمدی را نشان می‌دهد.

Common. Can replace 'cryptic' when meaning difficult to understand but less often implies intentional mystery. For example, 'an obscure text' vs. 'a cryptic text' where the latter suggests deliberate concealment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000