بازگشت

cycle

cy·cle/ˈsaɪkəl/
cyc-circle, ring-lenoun suffix
1noun (اسم)common
plural (جمع): cycles
چرخهدوره

یک رشته از اتفاقات یا مراحل که مرتب تکرار می‌شوند یا یک دور کامل را تشکیل می‌دهند.

A series of events or stages that repeat regularly or form a complete round.

«آب در طبیعت طبق چرخه طبیعی حرکت می‌کند.»

Water follows the natural cycle in the environment.

«پروژه وارد مرحله نهایی خود شده است.»

The project has entered its final cycle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
circleدایره

روزمره. بیشتر به شکل دایره اشاره دارد ولی گاهی برای چرخه هم بکار می‌رود. در بیان مراحل یا زمان همیشه جایگزین نیست.

Everyday. Refers mostly to a shape but can metaphorically describe cycles. Not always interchangeable when emphasizing time or stages.

roundدور

غیررسمی. گاهی برای رویدادهای تکراری مثل «دور دیگری از جلسات» استفاده می‌شود. در محاوره امکان جایگزینی دارد ولی رسمی نیست.

Informal. Sometimes used for repeated events like 'another round of meetings'. Interchangeable in casual contexts but less formal than 'cycle'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): cycledpast participle (مفعولی): cycled-ing (حال): cycling3rd (سوم): cycles
دوچرخه‌سواری کردنچرخه‌سواری کردن

سوار دوچرخه یا وسیله دوچرخه‌ای شدن.

To ride a bicycle or similar two-wheeled vehicle.

«او هر روز برای رفتن به محل کار دوچرخه‌سواری می‌کند.»

He cycles to work every day.

«بسیاری آخر هفته‌ها در پارک دوچرخه‌سواری می‌کنند.»

Many people cycle in the park on weekends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rideسوار شدن

روزمره. اصطلاح کلی برای سوار شدن بر وسیله یا حیوان است. با cycle فقط زمانی که دوچرخه را مد نظر داریم قابل جایگزینی است.

Everyday. General term for using any vehicle or animal. Interchangeable with cycle only when referring to bicycles or motorcycles.

bikeدوچرخه‌سواری کردن

غیررسمی. معنای مشابه cycle دارد ولی کمتر رسمی است و در صحبت درباره دوچرخه‌سواری کاربرد زیادی دارد.

Informal. Equivalent to cycle in meaning but less formal, very common in spoken English about bicycling.

متضادها
3noun (اسم)informal
plural (جمع): cycles
موتورموتورسیکلت

موتور سیکلت؛ وسیله نقلیه دو چرخ موتوردار.

A motorcycle.

«او هفته پیش یک موتور جدید خرید.»

He bought a new cycle last week.

«موتور در ترافیک شهری سریع‌تر است.»

The cycle is faster in city traffic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
motorbikeموتور

روزمره. معمول‌تر در انگلیسی محاوره‌ای برای اشاره به موتورهاست. به عنوان اصطلاح غیررسمی با cycle قابل جایگزینی است.

Everyday. More common in conversational English to refer to motorcycles. Interchangeable with cycle as an informal term.

motorcycleموتورسیکلت

رسمی. اصطلاح استاندارد برای وسیله نقلیه موتوردار دوچرخ است. cycle نسخه‌ای کوتاه‌تر و غیررسمی‌تر است.

Formal. The standard term for a motorized two-wheeled vehicle. Cycle is a less formal, shorter version.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000