بازگشت

deficits

def·i·cits/ˈdɛfɪsɪts/
deficita shortfall or shortage-splural
noun (اسم)common
plural (جمع): deficits
کسریکمبود

میزان کسری یا کمبود، مخصوصاً در پول یا بودجه

Amounts by which something, especially money, is too small.

«این کشور امسال با کسری بودجه بزرگی مواجه است.»

The country is facing large budget deficits this year.

«او تلاش کرد کسری تجارت خود را کاهش دهد.»

He tried to reduce his trade deficits.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shortfallکمبود

متداول. میزان کمبود نسبت به نیاز.

Common. Amount missing from what is required.

lossضرر

Common. Financial decrease or deficit.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000