died

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/daɪd/
dieto cease to live-dpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): diedpast participle (مفعولی): died-ing (حال): dying3rd (سوم): dies

فعل — فوت کرد

فوت کردمرددرگذشت

از دنیا رفتن؛ فوت کردن؛ مردن.

(Past tense and past participle of 'die') Ceased to live; expired.

«پدربزرگم سال گذشته فوت کرد.»

My grandfather died last year.

«گیاه از کم آبی خشک شد.»

The plant died from lack of water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perishedهلاک شد

رسمی/دراماتیک. وقتی مرگ اتفاق می‌افتد، اغلب با اشاره به پایانی خشونت‌آمیز یا ناگوار، یا تلفات جمعی، با 'died' قابل جایگزینی است. 'Many perished in the fire' درست است.

Formal/Dramatic. Interchangeable with 'died' when death occurs, often implying a violent or unfortunate end, or mass casualties. 'Many perished in the fire'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000