differentiates

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dif·fer·en·ti·ates/ˌdɪfəˈrɛnʃieɪts/
differentnot the same-iateto make or cause to become
verb (فعل)commonpast (گذشته): differentiatedpast participle (مفعولی): differentiated-ing (حال): differentiating3rd (سوم): differentiates

فعل — تشخیص دادن تفاوت

تشخیص دادن تفاوتمتمایز کردن

شناختن یا نشان دادن تفاوت‌ها بین چیزها.

To recognize or show differences between things.

«او بین سبک‌های مختلف هنر تفاوت قائل می‌شود.»

She differentiates between various styles of art.

«آزمون برترین داوطلبان را از بقیه جدا می‌کند.»

The test differentiates the strong candidates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distinguishتمایز قائل شدن

رایج. مترادف بسیار نزدیک، در اکثر زمینه‌ها قابل تعویض.

Common. Very close synonym, interchangeable in most contexts.

discriminateتمایز قائل شدن

رسمی. تأکید بر شناخت تفاوت‌های ظریف؛ گاهی بار معنایی منفی اجتماعی دارد.

Formal. Emphasizes recognizing subtle differences; sometimes has negative social connotations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000