diffidence

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dif·fi·dence/ˈdɪfɪdəns/
dif-negation / notfidtrust / faith-encestate or quality
noun (اسم)formal

اسم — خجالت

خجالتکم‌روییبی‌اعتمادی به خود

نداشتن اعتماد به نفس؛ خجالتی بودن یا کمرویی.

Lack of self-confidence; shyness or timidity.

«کمرویی‌اش مانع شد حرف بزند.»

His diffidence prevented him from speaking up.

«او بر کم‌رویی‌اش غلبه کرد و به گروه پیوست.»

She overcame her diffidence and joined the group.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shynessخجالت

متداول. در شرایط توصیف رفتار خجالتی با diffidence قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable with diffidence in contexts describing timid behavior, e.g., 'Her shyness showed.'

timidityترسویی

رسمی. معنای مشابه ولی بیشتر به ترسیدن تأکید دارد.

Formal. Similar meaning but emphasizes fearfulness more than diffidence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000