dim and distant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dim and dis·tant/dɪm ænd ˈdɪstənt/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): dimmer and more distantsuperlative (عالی): dimmest and most distant

صفت — مبهم و دور

مبهم و دورکم‌رنگ و دوردست

در حافظه یا ادراک مبهم، کم‌رنگ و دور است.

Vague, weak, and far away in memory or perception.

«این خاطره‌ای مبهم و دور است.»

It is a dim and distant memory.

«صدای او کم‌رنگ و دور به نظر می‌رسید.»

Her voice sounded dim and distant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000