direct evidence

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect ev·i·dence/dɪˈrɛkt ˈɛvɪdəns/
phrase (عبارت)common

عبارت — شواهد مستقیم

شواهد مستقیممدرک بی‌واسطه

مدرکی که یک واقعیت را بی‌نیاز از حدس و استنباط ثابت می‌کند.

Proof that directly establishes a fact without relying on inference.

«هیچ مدرک مستقیمی علیه او وجود نداشت.»

There was no direct evidence against him.

«ویدئو مدرک مستقیمی از دزدی ارائه داد.»

The video provided direct evidence of the theft.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000