direct observation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect ob·ser·va·tion/dɪˈrɛkt ˌɑbzərˈveɪʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — مشاهدهٔ مستقیم

مشاهدهٔ مستقیمدیدن از نزدیک

اطلاعاتی که از دیدن یا مشاهدهٔ مستقیم چیزی به دست می‌آید.

Information gained by seeing or watching something firsthand.

«این نتیجه از مشاهدهٔ مستقیم به دست آمد.»

The conclusion came from direct observation.

«مشاهدهٔ مستقیم در این آزمایش مهم است.»

Direct observation is important in this experiment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000