directly responsible (for)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect·ly re·spon·si·ble/dəˈrɛktli rɪˈspɑːnsəbəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقیماً مسئولِ

مستقیماً مسئولِمستقیماً مسببِ

خودش علت فوریِ چیزی بودن یا وظیفهٔ انجام آن را بر عهده داشتن.

being the person or thing that immediately causes something or has the duty to do it

«مدیر مستقیماً مسئول استخدام کارکنان است.»

The manager is directly responsible for hiring staff.

«یک سیم شل مستقیماً باعث آتش‌سوزی شد.»

A loose wire was directly responsible for the fire.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000