بازگشت

disappoint

dis·ap·point/ˌdɪsəˈpɔɪnt/
dis-negation / notappointto assign / to fix
verb (فعل)common
past (گذشته): disappointedpast participle (مفعولی): disappointed-ing (حال): disappointing3rd (سوم): disappoints
ناامید کردنمأیوس کردن

ناامید کردن کسی؛ برآورده نکردن امیدها یا انتظارات کسی.

To fail to fulfill the hopes or expectations of (someone).

«امیدوارم ناامیدت نکنم.»

I hope I don't disappoint you.

«عملکرد ضعیف او مربی را ناامید کرد.»

His poor performance disappointed the coach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failمایوس کردن

معمول. در چیزی که انتظار می‌رود یا مطلوب است موفق نشدن. 'Fail' گسترده‌تر است و می‌تواند به عدم موفقیت به طور کلی اشاره کند، در حالی که 'disappoint' به طور خاص به تأثیر عاطفی ناشی از انتظارات برآورده نشده اشاره دارد. می‌توانید در امتحانی 'مردود شوید' بدون اینکه کسی را 'ناامید کنید' اگر انتظارات پایین بوده باشد.

Common. To not succeed in something expected or desired. 'Fail' is broader and can refer to a lack of success in general, while 'disappoint' specifically refers to emotional impact due to unmet expectations. You can 'fail an exam' without 'disappointing' anyone if expectations were low.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000