از دست دادن شهرت یا احترام در نتیجه یک عمل ناشایست.
Loss of reputation or respect as a result of a dishonorable action.
«تقلب او برای خانوادهاش بیآبرویی آورد.»
“His cheating brought disgrace to his family.”
«این رسوایی یک ننگ ملی بود.»
“The scandal was a national disgrace.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. قابل تعویض هستند، اما «شرم» اغلب به احساس تحقیر یا پشیمانی اشاره دارد، در حالی که «بیآبرویی» بیشتر در مورد از دست دادن احترام عمومی است. یک فرد ممکن است از عملی که برایش «بیآبرویی» آورده، احساس «شرم» کند. «او برای کارهایش عمیقاً شرمنده بود» درست است، و «کارهایش برای خانوادهاش بیآبرویی آورد» درست است، اما «کارهایش برای خانوادهاش شرم آورد» نیز درست است.
Common. Can be interchangeable but 'shame' often refers to the feeling of humiliation or regret, while 'disgrace' is more about the loss of public respect. A person might feel 'shame' for an action that brought 'disgrace' upon them. 'He felt deep shame for his actions' works, and 'His actions brought disgrace upon his family' works, but 'His actions brought shame upon his family' also works.
رسمی. بسیار شبیه به «بیآبرویی» و اغلب قابل تعویض است، به ویژه در بافتهای رسمیتر یا هنگام اشاره به نقض یک کد رفتاری یا اخلاقی. «او پس از رسوایی در بیحرمتی زندگی کرد» درست است، همانطور که «او پس از رسوایی در بیآبرویی زندگی کرد» نیز درست است. «بیحرمتی» میتواند به خود عملی که باعث بیآبرویی میشود نیز اشاره داشته باشد.
Formal. Very similar to 'disgrace' and often interchangeable, especially in more formal contexts or when referring to a breach of a code of conduct or ethics. 'He lived in dishonor after the scandal' works, as does 'He lived in disgrace after the scandal'. 'Dishonor' can also refer to the act itself that causes disgrace.
متضادها
شرم یا بیاعتباری به بار آوردن برای کسی یا چیزی.
To bring shame or discredit upon.
«رفتار گستاخانه او کل تیمش را بیآبرو کرد.»
“His rude behavior disgraced his entire team.”
«او از اتهامات دروغین احساس بیآبرویی کرد.»
“She felt disgraced by the false accusations.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. قابل تعویض هستند زمانی که به تحقیر کردن کسی یا آوردن بیحرمتی برای او اشاره دارد. «او خانوادهاش را شرمنده کرد» و «او خانوادهاش را بیآبرو کرد» هر دو صحیح هستند. «شرمنده کردن» میتواند به معنای خجالتزده کردن کسی نیز باشد، که «بیآبرو کردن» معمولاً بر آن تأکید نمیکند.
Common. Can be used interchangeably when referring to making someone feel humiliated or bringing dishonor upon them. 'He shamed his family' and 'He disgraced his family' are both valid. 'Shame' can also mean to make someone feel embarrassed, which 'disgrace' typically does not emphasize.
رسمی. بسیار شبیه به «بیآبرو کردن» و اغلب قابل تعویض است، به ویژه در بافتهای رسمی. هر دو به معنای از دست دادن آبرو یا شهرت هستند. «کارهای او اجدادش را بیحرمت کرد» درست است، همانطور که «کارهای او اجدادش را بیآبرو کرد» نیز درست است.
Formal. Very similar to 'disgrace' and often interchangeable, especially in formal contexts. Both imply a loss of honor or reputation. 'His actions dishonored his ancestors' works well, as does 'His actions disgraced his ancestors'.