بازگشت

glory

glo·ry/ˈɡlɔːri/
1noun (اسم)common
افتخارشکوهعزت

شهرت و افتخار بزرگ کسب شده از طریق دستاوردهای برجسته.

High renown or honor won by notable achievements.

«ورزشکار به شکوه ابدی دست یافت.»

The athlete achieved eternal glory.

«آنها برای افتخار کشورشان جنگیدند.»

They fought for the glory of their country.

تفاوت با واژه‌های مشابه
honorآبرو

متداول. شبیه به 'glory' به معنای شهرت و احترام، اما 'honor' بیشتر به درستی اخلاقی و صداقت مربوط می‌شود. 'Glory' اغلب دلالت بر دستاورد عمومی‌تر و جشن‌گرفته‌شده‌تر دارد. مثال: "او برای خانواده‌اش آبرو آورد" درست است، "تیم برای افتخار بازی کرد" بیشتر بر دستاورد تاکید دارد.

Common. Similar to 'glory' in meaning reputation and respect, but 'honor' can be more about moral uprightness and integrity. 'Glory' often implies a more public and celebrated achievement. Example: "He brought honor to his family" works, "The team played for glory" emphasizes achievement more.

fameشهرت

متداول. به طور خاص به وضعیت شناخته‌شده و مورد تایید بودن در سطح وسیع اشاره دارد. 'Glory' اغلب دلالت بر نوعی از شناسایی مثبت و قابل ستایش دارد، در حالی که 'fame' می‌تواند خنثی یا حتی منفی باشد. مثال: "او به عنوان بازیگر به شهرت زیادی رسید" درست است، "او در میدان نبرد به دنبال افتخار بود" دلالت بر دستاورد قهرمانانه دارد.

Common. Refers specifically to the state of being widely known and recognized. 'Glory' often implies a more positive and admirable type of recognition, while 'fame' can be neutral or even negative. Example: "He achieved great fame as an actor" works, "She sought glory on the battlefield" implies heroic achievement.

متضادها
2interjection (حرف ندا)literary
حمد خداشکر خدا

برای ابراز شادی، ستایش یا قدردانی، به ویژه در بافت‌های مذهبی استفاده می‌شود.

Used to express joy, praise, or gratitude, especially in religious contexts.

«حمد و ستایش از آن خداست!»

Glory be to God!

«عجب منظره باشکوهی!»

Glory, what a beautiful sight!

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000