distrait

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·trait/dɪˈstreɪ/
dis-apart / awaytraitdraw / pull
adjective (صفت)formal

صفت — پریشان

پریشانحواس‌پرتناراحت

پریشان و حواس‌پرت؛ نگران تا حدی که تمرکز ندارد.

Distracted and absent-minded; worried to the point of being preoccupied.

«او در جلسه حواسش پرت به نظر می‌رسید.»

He looked distrait during the meeting.

«او ظاهراً پریشان بود و کلیدهایش را فراموش کرد.»

She seemed distrait and forgot her keys.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preoccupiedمشغول ذهنی

متداول. وقتی که توجه توسط نگرانی‌ها به خود اختصاص یافته باشد، معنای مشابه دارد.

Common. Similar meaning when attention is taken by worries.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000