dog tired

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dɔɡ ˈtaɪərd/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more dog tiredsuperlative (عالی): most dog tired

صفت — خیلی خسته

خیلی خستهاز پا افتاده

به‌شدت خسته بودن را توصیف می‌کند.

Extremely tired.

«بعد از سفر خیلی خسته بودم.»

I was dog tired after the trip.

«آن‌ها از پا افتاده به خانه آمدند.»

They came home dog tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhaustedاز پا افتاده

روزمره. در جمله‌ای مثل I was exhausted after work جای آن می‌آید، اما dog tired غیررسمی‌تر و تصویری‌تر است.

Everyday. It can replace 'dog tired' in 'I was exhausted after work', but 'dog tired' is more informal and vivid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000