drive out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/draɪv aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بیرون راندن

بیرون راندناخراج کردن

کسی یا چیزی را مجبور به ترک یک مکان‌کردن.

To force someone or something to leave a place.

«آتش ساکنان را بیرون راند.»

The fire drove residents out.

«فروشگاه‌های جدید کاسبان کوچک را بیرون راندند.»

New shops drove small traders out.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از بین بردن

از بین بردنحذف کردن

چیزی ناخواسته را از بین بردن یا حذف‌کردن.

To remove or eliminate something unwanted.

«این کارزار هدفش ازبین‌بردن فساد است.»

The campaign aims to drive out corruption.

«هوای تازه بو را از بین برد.»

Fresh air drove out the smell.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000