بازگشت

eager

ea·ger/ˈiːɡər/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): eagerersuperlative (عالی): eagerest
مشتاقدل‌تنگحریص

تمایل و اشتیاق زیاد برای انجام کاری یا داشتن چیزی.

Having a strong desire or enthusiasm to do or have something.

«او مشتاق شروع کار جدیدش بود.»

She was eager to start her new job.

«بچه‌ها دل‌تنگ باز کردن هدیه‌هایشان بودند.»

The children were eager to open their presents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enthusiasticمشتاق

متداول. احساس مثبت قوی؛ تقریباً قابل جایگزینی ولی گاهی شدیدتر از eager است.

Common. Strong positive feeling; almost interchangeable but sometimes more intense than 'eager'.

keenمتحمس

روزمره. معمولاً در انگلیسی بریتانیایی کاربرد دارد؛ معنایی مشابه و بر اهمیت آمادگی یا علاقه تأکید دارد.

Everyday. Often used in British English; similar meaning, emphasizes readiness or interest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000