بازگشت

egoism

e·go·ism/ˈɛɡoʊɪzəm/
egoself-ismdoctrine or belief
1noun (اسم)formal
خودخواهیخودمحوری

باوری که سود و منفعت شخصی اساس اخلاق و رفتار است.

The belief that self-interest is the foundation of morality and behavior.

«فلسفه او بر خودمحوری بنا شده است.»

His philosophy is based on egoism.

«خودمحوری می‌تواند باعث نادیده گرفتن نیازهای دیگران شود.»

Egoism can lead to ignoring others’ needs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
selfishnessخودخواهی

رایج است. وقتی منظور اولویت دادن به خود باشد، قابل جایگزینی با egoism است؛ selfishness معمولاً بار منفی بیشتری دارد و بیشتر به بی‌توجهی اشاره دارد.

Common. Interchangeable with 'egoism' when referring to putting oneself first; 'selfishness' often has a negative tone emphasizing lack of consideration.

متضادها
2noun (اسم)common
خودخواهی زیادخودمحوری

اشتغال ذهنی بیش از حد به خود؛ خودمحوری شدید.

Excessive preoccupation with oneself; extreme self-centeredness.

«خودمحوری او باعث شد سخت بتواند انتقاد را بپذیرد.»

Her egoism made it hard for her to accept criticism.

«خودمحوری اغلب به روابط آسیب می‌زند.»

Egoism often damages relationships.

تفاوت با واژه‌های مشابه
egotismخودبینی

رسمی/خنثی. شبیه egoism است اما بیشتر روی تکبر و خودستایی تأکید دارد تا باور اخلاقی.

Formal/neutral. Similar to egoism but often emphasizes arrogance and boastfulness rather than ethical belief.

narcissismخودشیفتگی

فنی/روانشناسی. به تمرکز بیمارگونه بر خود اشاره دارد و همیشه با egoism قابل تعویض نیست.

Technical/psychological. Refers to pathological self-focus, not always interchangeable with egoism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000