بازگشت

elderly

el·der·ly/ˈɛldərli/
elderolder person or comparative form of old-lyhaving the quality of / in a way related to
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): elderliersuperlative (عالی): elderliest
کهن‌سالمسن

اشاره به افرادی که سن بالایی دارند و عموماً به شکلی محترمانه بیان می‌شود

Describing people who are old or advanced in age, often respectfully

«بسیاری از افراد مسن از گذراندن وقت در پارک‌ها لذت می‌برند.»

Many elderly people enjoy spending time in parks.

«کهن‌سالان نیاز به مراقبت و توجه پزشکی بیشتری دارند.»

The elderly require more medical care and attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seniorسالخورده

رایج/رسمی. در متون رسمی مثلاً برای اشاره به 'شهروندان سالخورده' جایگزین elderly می‌شود اما کمتر در صحبت‌های روزمره استفاده می‌شود. همچنین senior می‌تواند به رتبه اشاره داشته باشد که elderly این ویژگی را ندارد.

Common/formal. Can often replace 'elderly' especially when referring to people in official contexts like 'senior citizens', but less often in casual speech. 'Senior' can also refer to rank or position, which 'elderly' does not imply.

agedسالخورده

رسمی/کتبی. بیشتر در متون رسمی یا پزشکی دیده می‌شود و در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود و گاهی کمتر شخصی به نظر می‌رسد.

Formal/written. Mostly found in official or medical contexts; less common in everyday speech and sometimes sounds less personal than 'elderly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000