بازگشت

young

/jʌŋ/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): youngersuperlative (عالی): youngest
جواننوجوان

فرد یا چیزی که مدت کوتاهی زندگی کرده یا وجود داشته است؛ پیر نیست

Having lived or existed for only a short time; not old

«او جوان و پرانرژی است.»

She is young and full of energy.

«درختان جوان به طور منظم به آب نیاز دارند.»

The young trees need water regularly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
youthfulجوانانه

رسمی/غیررسمی. وقتی بخواهیم انرژی یا ظاهر را تاکید کنیم به جای young به کار می‌رود ولی نه برای سن. مثلاً youthful spirit مناسب است ولی youthful child کمتر.

Formal/informal. Can replace 'young' when emphasizing energy or appearance but not age itself. E.g. 'youthful spirit' works, 'youthful child' less so.

adolescentنوجوان

رسمی. مخصوص سن نوجوانی است پس فقط وقتی شخص جوان نوجوان باشد قابل جایگزینی است. برای کودکان یا بزرگسالان نیست.

Formal. Specifically refers to the teenage years, so interchangeable only when the young person is a teenager. Not for children or adults.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): young
جواننوجوانفرزند

فرد یا حیوانی جوان؛ فرزند یا توله

A young person or animal; offspring

«پرنده مادر به بچه‌هایش غذا داد.»

The mother bird fed her young.

«هر سال از این گونه، بچه‌های زیادی به دنیا می‌آیند.»

Many young come from this species each year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
offspringفرزند

رسمی. به کودکان یا حیوانات به دنیا آمده از والدین اشاره دارد، وقتی در مورد نسل صحبت می‌شود قابل جایگزین است، نه به‌طور کلی سن.

Formal. Refers to children or animals born from parents, interchangeable when talking about lineage, not age generally.

juvenileجوان

رسمی/فنی. مخصوص حیوانات جوان یا جوانان در زمینه‌های قانونی/زیستی است؛ در مکالمات روزمره به ندرت جایگزین می‌شود.

Formal/technical. Used especially for young animals or young people in legal/biological contexts; rarely interchangeable in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000