enclose
محصور کردن چیزی به طوری که از همه طرف بسته شود
To surround or close off on all sides
«آنها باغ را با یک حصار بلند محصور کردند.»
“They enclosed the garden with a high fence.”
«لطفاً مدارک را داخل پاکت قرار دهید.»
“Please enclose the documents in the envelope.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. معمولاً به معنای احاطه کردن فیزیکی است؛ وقتی تمرکز روی مرزهای فیزیکی باشد میتواند جایگزین enclose شود مثل «باغ با حصار محصور شده.»
Common. Usually means to be all around something physically; can replace 'enclose' when focusing on physical boundaries. E.g. 'The garden is surrounded by a fence.'
رسمی. معمولاً به معنای پوشش کامل یا بستهبندی است و در معناهای عمومی کمتر استفاده میشود، برای مثال «مجسمه در شیشه قرار گرفت.»
Formal. Often used for complete covering or packaging, less common for general enclosing. E.g. 'The statue was encased in glass.'
چیزی را به همراه نامه یا بستهای فرستادن به عنوان ضمیمه
To include something inside a letter or package
«همراه فرم درخواست، چک را ضمیمه کنید.»
“Enclose a check with your application form.”
«یک بروشور را داخل بسته گذاشتم.»
“I enclosed a brochure inside the package.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. عمدتاً برای مدارک یا فایلهایی که به نامه یا ایمیل ضمیمه میشوند استفاده میشود؛ در بافت ارسال نامه جایگزین enclose است مانند «صورتحساب را به ایمیل پیوست کردم.»
Common. Used mainly for documents or files added to letters or emails; interchangeable with 'enclose' in mailing contexts. E.g. 'I attached the invoice to the email.'